|
کسی که خدا را دارد هیچ چیز کم ندارد | ||
|
سلام به دوستان عزیز هرکدوم از دوستان که ساز ایرانی کار میکنن لطفاْدرمورد اون ساز واسم توضیح بدن. درمورد سخت یا آسون بودن اون ساز و اینکه چندسال کار کردن و ... ممنون [ سه شنبه 31 خرداد1390 ] [ 0:48 ] [ Mozhgan ]
از چه سنی مي توان موسيقی را آغاز کرد ؟ اگرچه دریافت موسیقی طبق بسیاری از تحقیقات حتی در دوره جنینی نیز مشاهده می شود. اما درمورد آموزش موسیقی همانطور که بسیاری از بنیانگذاران آموزش موسیقی کودک ازجمله کارل ارف و امیل دالکروز و متخصصان دهه های معاصر، میلر و پیکا ریا نیز به آن اشاره می کنند بهترین سن آموزش 2 تا 8 سالگی است. اما، این به این معنی نیست که بعد از این سن آموزش موسیقی موثر نیست . آموزش موسیقی کودک به واسطه تاثیر چندگانه ای که در یادگیری های کودکان ، ارتباطات عاطفی و اجتماعی می گذارد در بیشتر برنامه های آموزشی روزانه کودکان جایگاه ویژه ای را دارد. چه بسا بهره گیری ازموسیقی در آموزش های دروس نیز به کار گرفته می شود. به علاوه ، همواره باید به خاطر داشته باشیم که اگرچه دراین نوع آموزش ها کودکان قادر به نواختن ساز می شوند اما اهمیت دادن به این بخش ما را به سمت وسویی می برد که در آن هدف نوازنده پروری نیست بلکه هدف آن دریافت مفاهیم بنیادین موسیقی کود ک است . به طور کلی می توان گفت که آموزش موسیقی کودک اهداف متفاوتی را شامل می شود و ازجمله این اهداف : درواقع هماهنگی بین محتوا و ابزار موسیقایی ارف با ویژگی های کودکان، آنان را برای آموزش را بدون گذراندن دوره های ارف شروع می کنند با سختی ها و دشواری هایی که یادگیری ساز دارددلسرد شده و حاضر به ادامه کار نیستند
غالباً اهداف والدین از ثبت نام دردوره های موسیقی ارف متفاوت است . گروهی که خود موسیقی را تجربه کرده اند نسبت به فرآیند یادگیری موسیقی اطلاعات بیشتری دارند و نیز برای والدینی که اطلاعات کمتری دارند( خصوصاَ گروه های آمادگی) دوره های آموزشی تحت عنوان "آشنایی با روش ارف" مورد نیاز است . در واقع یکی اهداف موسیقی ارف هرچه نزدیک ترکردن موسیقی به فرهنگ کودکان است و در این راه نقش والدین بسیار موثر است . زیرا در یک تعامل مثلثی "مربی ،کودک و والد یا والدین"خواسته ها و توقعات یکی می شود و فرهنگ نسل قبل به نسل جدید و نو پا منتقل میشود. جدی گرفتن آموزش موسیقی و تمرینات آن طبق اصول یادگیری ازطرف والدین بدون فشارهای غیر منطقی می تواند این مسیر را هموارکند.والدین در این راه یاد می گیرند که قرار نیست ازکودکانشان نوازنده های ماهر بسازند و قرار نیست به جای مربی آموزش دهند . بلکه درمی یابند اگر خودشان از موسیقی لذت ببرند فرزندانشان نیز از موسیقی که می نوازند لذت می برند و ازاین مهارت درهمه بخشهای زندگی خود بهره خواهند برد . تجربه نشان می دهد که تعداد قابل توجهی از هنرجویان ارف علاقه مند هستند که موسیقی را ادامه دهند و توانایی نوازندگی را نیز به دست می آورند . ناگفته نماند این بدان معنی نیست که کودکانی که هرگز با این نوع موسیقی آشنا نشده اند قادر به نوازنده شدن نیستند بلکه موضوع قابل تامل این است که کودکان با روش ارف به طور نظام دار آموزش موسیقی را فرا می گیرند و در نتیجه در یک مسیر تخصصی گام بر می دارند. سازهای ارف به سازهایی گفته می شود که توسط کارل ارف و بر اساس توانمندی های ذهنی و حرکتی (استفاده از حرکات مچ دست به جای انگشتان) کودکان طراحی شده اند و ساختاری بسیار ساده دارند. به علاوه ،افزایش انگیزه و توجه کودکان به ادامه فراگیری ، امکان گروه نوازی و بداهه نوازی و قابلیت جابجایی تیغه ها ازمزایای به کارگیری سازهای ارف است . سازهای ارف نیازی به کوک کردن ندارند و با نواختن ، تغییرات دما و رطوبت تغییری در کوک آن ایجاد نمی شود. مدت زمان آموزش در سنین مختلف برحسب نیازهای آنان متفاوت است به طوری که برای آمادگی 2 الی 5/2 سال و برای گروه سنی الف ( اول،دوم وسوم دبستان ) 5/1 سال و گروه سنی ب (چهارم و پنجم دبستان ) 1سال و گروه سنی ج ( مقطع راهنمایی ) یک تا سه ترم درنظر گرفته شده است. معمولا ً هنرجویان ارف فرصت مشاهده در برخی از اجراهای گروهی ارکستر پارس را در طول دوره خود به دست می آورند. به علاوه بطور اختصاصی در پایان دوره ارف هنرجویان همزمان با اجراهای مختلف که توسط مربیان مرکز انجام می شود با سازهای متفاوت آشنا می شوند . درعین حال مربیان هر دوره با توجه به آشنایی با توانمندی های موسیقایی و فیزیکی شاگردانشان و علاقه مندی آنان که در طول دوره به کمک ارزشیابی های مستمر به دست می آید آنان را در انتخاب ساز راهنمایی می کنند. تاثیرحرکات موزون در یادگیری موسیقی که در بیشتر نظریه های موسیقی کودک نیز مطرح شده است موجب شد تا دوره ای تحت عنوان حرکات موزون برای برخی ازهنرجویان خردسال تدارک دیده شود. البته در حال حاضر حرکات ریتمیک درکلیه کلاسهای ارف رکن اساسی آموزش است. زیرا درآموزش کودک ارتباط نزدیکی بین حرکت ، ریتم و دیگر مفاهیم موسیقایی است. در واقع اولین و خود جوش ترین شکل یادگیری از راه حرکت است. بدین ترتیب ما از حرکات موزون به منزله راهبرد [ یکشنبه 15 خرداد1390 ] [ 21:14 ] [ Mozhgan ]
پژوهشگرانایتالیایی در بررسیهای خود دریافتند که قلب بیماران در کما قادر است ریتمهای موسیقی کلاسیک را درک کند. کد خبر : ۰۵۷۱۶ تاریخ انتشار : ۱۳ تير ۱۳۸۹ به گزارش خبرگزاری مهر، محققان موسسه سنت آنا در این تحقیقات نشان دادند که ریتم قلبی بیمارانی که زندگی نباتی دارندمی تواند به موسیقی کلاسیک واکنش نشان دهد و برپایه نت های موسیقی، ضربان قلب آهسته شده و یا شتاب گیرد. به گفته این دانشمندان، این واکنش در زیر سطح آگاهی بیمار رخ می دهد. در حقیقت، موسیقی کلاسیک بخشهای اولیه وخودمختار مغز را جابجا می کند. این بخشها حتی در زمانی که بیمار در حالت زندگی نباتی است نیز به عملکردهای خود ادامه می دهند. این بررسیها نشان میدهد که نورونهای سیستم احساسات حتی زمانی که سطح هشیاری و آگاهی در حد صفر باشندنیز می تواند عمل کنند. به منظور کسب این نتایج، این محققان چهار قطعه موسیقی کلاسیک را برای ۱۶ داوطلب سالم پخش کردند و همزمان ضربان قلب آنها را اندازه گیری کردند و در ادامه از داوطلبان سالم خواستند که احساسات خود را درزمان گوش دادن به قطعات موسیقی بیان کنند. سپس این تیم آزمایش مشابهی را هر یک از قطعات که سه دقیقه به طول انجامید مربوط به آهنگسازان مختلف بود و گامها و ریتمهای مختلفی داشت که میتوانستند احساسات مثبت یا منفی را برانگیزند. براساس گزارش نیوساینتیست، این دانشمندان کشف کردند که موسیقی بر روی سرعت ضربان قلب هر دو گروه بیمار در کما وداوطلبان سالم به یک روش اثر می گذارد. به طوری که قطعات مثبت "مینوت" اثر [ چهارشنبه 11 خرداد1390 ] [ 21:3 ] [ Mozhgan ]
افسردگی بیماری بسیار شایع عصر ماست افسردگی یک بیماری اختصاصی نیست بلکه در تمام سنین و همه نژادها، هم در زنان و هم در مردان ظاهر می شود. Depression که غالباً افسردگی بالینی، اختلالات خلق و خوی یا اختلالات عاطفی نامیده می شود، بیمار را دچار آشفتگی اندیشه، آشفتگی عاطفی، تغییر رفتار و بیماری های جسمانی می کند.
بسیاری از هنرمندان، موسیقیدانان، نویسندگان و حتی دانشمندان نوسانات زیادی را در خلق خود تجربه میکردهاند و همین نوسانات عاملی برای خلاقیت آنها در کارهایشان بوده است. بدون تردید، تحریک شنوایی ناشی از موسیقی، میتواند روی حالات جسمانی و احساسی ما تأثیر بگذارد. موسیقی، از توانایی انگیزه بخشی برخوردار است. موسیقی، سوای تأثیرات فیزیولوژیکی، روی روحیه نیز اثر میگذارد که از جمله میتوان به هراس و افسردگی اشاره کرد موسیقی، روی احساس و اندیشه انسان تأثیراتی بر جای میگذارد که از عهده زبان و کلام ساخته نیست. موسیقی میتواند سیستم تدافعی احساس را درهم فرو ریخته و ابراز احساسات را میسر سازد. به همین دلیل، روانشناسان و روانپزشکان برای تخلیه بسیاری از هیجانات پنهان هم چون خشم، از موسیقی استفاده میکنند. اگر بپذیریم که احساسات در زندگی انسان از اهمیت فوق العاده ای بر خوردار است می بایست انتظار داشت که پیوند تنگاتنگی بین هنر و افسردگی وجود داشته باشد . [ چهارشنبه 11 خرداد1390 ] [ 20:45 ] [ Mozhgan ]
موسیقی میتواند میزان ضریب هوشی را در میان کودکان و بزرگسالان تا 7 درجه افزایش دهد. دانشمندان با انجام تحقیقاتی ادعا کردهاند افرادی که میتوانند یک ساز موسیقی را بنوازند باهوشترند، زندگی اجتماعی بهتری دارند و در تحصیلات خود موفقترند. تحقیقات جدید نشان میدهد افرادی که به طور منظم یک ابزار موسیقی را مینوازند بعد از مدتی شکل و قدرت مغز خود را تغییر میدهند که این عامل در نهایت میتواند به بهبود مهارتها و تواناییهای ادراکی آنها منجر شود. حتی نواختن موسیقی میتواند میزان ضریب هوشی را در میان کودکان و بزرگسالان تا 7 درجه افزایش دهد. محققان در این باره اعلام کردند: شواهد نشان میدهد مغز موسیقیدانان از لحاظ ساختار و عملکرد با افرادی که با موسیقی آشنایی ندارند تفاوتهای زیادی دارد. نواختن موسیقی سبب میشود قسمتهای خاصی از مغز که وظیفه پردازش و نواختن یک آهنگ خاص را دارند تقویت شوند. این قسمتها همچنین وظایف دیگری مانند تواناییهای حرکتی، مهارتهای شنیداری و ذخیرهسازی اطلاعات را دارند و زمانی که فردی شروع به آموختن نواختن یک ساز میکند این قسمتها به طور قابل توجهی رشد کرده و عملکرد آنها طی دوران آموزش روز به روز بهتر میشود. لوتز جانک روانشناس دانشگاه زوریخ در اینباره گفت: آموختن موسیقی بدون شک فواید زیادی برای مغز انسان دارد تا جایی که میتواند ضریب هوشی (IQ) فرد را تا 7 امتیاز افزایش دهد. ما در بررسیهای خود متوجه شدیم که حتی افراد بالای 65 سالهم، 4 یا 5 ماه بعد از شروع به آموزش نواختن یک ساز تغییرات زیادی در مغزشان به وجود میآید. حتی چند هفته بعد از شروع آموزش موسیقی نشانههای مثبتی در مغز سالمندان دیده میشود که این تغییرات در نهایت سبب میشود سالمندان ابتلا به بیماریهای مغزی مانند آلزایمر را به تأخیر بیندازند و حتی از بروز بعضی از فجیها که به خاطر کاهش عملکردی مغز به وجود میآید پیشگیری میشود.
موسیقی روی هر دو نیمکره مغزی انسان تأثیرگذار است و باعث تقویت هر دو بخش میشود. قسمتهایی از مغز افرادی که موسیقی مینوازند و وظیفه کنترل قدرت شنیداری، حافظه و قسمتهایی که وظیفه کنترل دستها را دارند در حین آموزش موسیقی به بهترین شکل تمرین داده میشوند و تقویت میشوند. موسیقی به دو شکل میتواند به بهبود وضع جسمی و روحی فرد کمک کند به طوری که در فرد شنونده باعث تحریک واکنشهای عاطفی و ذهنی فرد میشود و در فرد نوازنده که خود نیز در ایجاد موسیقی فعال است، علاوه بر تحریک عواطف موجب تقویت ارتباط جسم و ذهن شده و به هماهنگی این ارتباط در بدن کمک میکند. از آنجایی که نواختن موسیقی به صورت گروهی یا فردی انجام میشود و تأثیر آن نیز بر روح متفاوت است بنابراین تأثیر نواختن و یا شنیدن آن میتواند غمگین کننده، اضطراب آور یا نشاط بخش و آرامکننده باشد. جانک در ادامه گفت: در مورد کودکان ما متوجه شدیم یاد گرفتن موسیقی به آنها نظم و توجه بیشتر و برنامهریزی را میآموزد که همه این تواناییها برای بهبود عملکرد این کودکان در طول دوران تحصیل آنها در مدرسه و دانشگاه بسیار مفید است. کودکانی که موسیقی را فرامیگیرند با سرعت بیشتری میتوانند خود را با آموزش زبان دوم تطبیق دهند و کلمات را مدت زمان بیشتری در ذهن خود نگاه دارند. البته نواختن موسیقی تنها روش برای تقویت این مهارتها نیست، اما ما مطمئنیم این روش میتواند درکنار دیگر متدها کمک مؤثری به انسانها کند. زمانی که شما در حال آموزش موسیقی هستید باید نتهای موسیقی را بیاموزید، زمانبندیها را رعایت کنید و بتوانید صداها را بهتر به ذهن خود بسپارید. تقویت همین مهارتها به شما کمک میکند زبانهای جدید را بهتر بیاموزید و کلمات را مدت طولانیتری در ذهن خود به خاطر بسپارید. موسیقی آنچنان تأثیری روی انعطافپذیری مغز دارد که ما به دنبال استفاده از آن برای کمک به بیماران ذهنی هستیم و تحقیقات زیادی در مورد علم موسیقی - درمانی هماکنون در نقاط مختلف جهان در حال انجام است. قرار گرفتن کودکان درمعرض موسیقی حال چه آنها موسیقی را بنوازند وچه به آن گوش بدهند اثرات بسیار مفیدی روی قدرت شنیداری آنها دارد. محقق دونالد هاگس استاد دانشگاه کارولینا دراین باره گفت: هیچ چیزی مانند موسیقی نمیتواند همه قسمتهای مغزی را فعال کند. زمانی که کودکان با موسقی آشنا میشوند قسمتهای زیادی از مغز آنها به طور همزمان تقویت میشوند که از جمله آن میتوان به مرکز زبانآموزی و محاسباتی اشاره کرد. کودکانی که موسیقی گوش میدهند قدرت شنیداری آنها به طورقابل توجهی افزایش پیدا میکندکه همین عامل سبب میشود مهارتهای زبانآموزی آنها رشد چشمگیری داشته باشد. این کودکان بهتر میتوانند الگوهای زبانی را تقلید کرده و فراز و فرودهای خاص هر زبان را تحلیل کنند که همه این مسائل به بهترین شکل میتوانند روی مهارتهای زبانآموزی تأثیر مثبت داشته باشد. جالب اینجاست که هیچگاه برای آشنا کردن کودکان با موسیقی دیر نیست. تحقیقات نشان داده است که کودکان حتی قبل از تولد نیز میتوانند به صدای موسیقی گوش داده و آن را به خاطر بسپارند. کودکانی که موسیقی میآموزند در امتحاناتی که رابطه مستقیم با قدرت شنیداری دارند نتایج بسیار بهتری میگیرند. هرچه زمانی که کودکان در طول هفته به یادگیری موسیقی اختصاص میدهند بیشتر باشد به همان میزان قدرت شنیداری آنها نیز بیشتر است. بررسیها نشان میدهد کودکانی که قبل از شروع امتحانات خود به موسیقیهای اجرا شده توسط موتزارت گوش میدهند در امتحانات نتایج بهتری میگیرند. این نتایج به خصوص در درس ریاضیات بیشتر به چشم میخورد که نشان از تأثیر مثبت موسیقی در قدرت پردازش مغزی دارد. موسیقی همچنین میتواند روی رفتار کودکان تأثیر مثبتی داشته باشد به طوری که کودکان زمانی که به شکل گروهی اقدام به آموزش موسیقی میکنند با مفاهیمی مانند همکاری، بردباری و نظم گروهی آشنا شده و آنها را به طور عملی میآموزند. نواختن موسیقی به شدت حس اعتماد به نفس کودکان را افزایش میدهد. زمانی که کودکی قادر به نواختن یک ساز خاص است از طرف دیگران مورد تحسین واقع میشود و همین عامل تأثیر بسیار شگرفی در بالا رفتن اعتمادبهنفس در میان کودکان دارد.
[ چهارشنبه 11 خرداد1390 ] [ 20:33 ] [ Mozhgan ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||